< >

تئوری های روابط بین الملل
اندیشه های سیاسی
روش شناسی و پژوهش
ایدئولوژی در روابط بین الملل
مفاهیم پایه
سیاست بین الملل
امنیت در روابط بین الملل
حقوق بین الملل
اقتصاد بین الملل
سازمانهای بین المللی
بازتابهای انقلاب
استراتژی
جهان سوم
تروریسم
معرفي كشورها
مطالعات خاورمیانه
مطالعات اروپا - آمریکا
مطالعات آفریقا
مطالعات آسیا
مطالعات سایر مناطق
آمادگی برای دکتری
کارشناسی ارشد
بيوگرافي اشخاص مطرح
معرفی اساتید مطرح کشور
رسانه و روابط بین الملل
معرفی مراکز تخصصی ( جدید )
تاریخ سیاسی ایران و جهان
زبان تخصصي
قانون اساسی کشورها
گفتگو و مصاحبه ها
آداب و تشریفات دیپلماتیک ( جدید )
نشست های تخصصی
فراخوان های تخصصی
گالري تصاوير
كتاب هاي تخصصي
انديشكده روابطبينالملل
دیپلماسی ایرانی
مرکز مطالعات کاسپین
مرکز مطالعات خاورمیانه
مرکز تحقیقات استراتژیک
مرکز پژوهشهای مجلس
مرکز مطالعات وزارت امور خارجه
پايگاه تحليلي- خبري ريسنا
دانشكده وزارت امورخارجه
مركز مطالعات حقوق بين الملل
اتحاديه راديو و تلويزيونهاي اسلامي
مؤسسه مطالعات درياي خزر
مرکز پژوهش هاي استراتژيک خاورميانه
مؤسسه مطالعات بين المللي تهران
مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری
پژوهشكده مطالعات رهبردي
مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي
مؤسسه ي مطالعات ملي
شورای فرهنگی اجتماعی زنان
دیپلمات : وبلاگ تخصصی سیاسی
وبلاگ روش تحلیل سیاسی
دانشنامه تخصصی حقوقی سیاسی
مرکز مطالعات عالی بین المللی
مرکز ملی جهانی شدن
ایران دیپلماتیک
موسسه مطالعات سیاسی
موسسه مطالعات آفران(آفریقا شناسی)
اطلاعات حقوق بین الملل
حقوق بين الملل هوا، فضا، ارتباطات
موسسه حقوق بین الملل پارس
نوشتارهایی در حقوق بین الملل
دنياي سياست
علم سیاست و روابط بین الملل
وبلاگ تخصصی حقوق ایران
پایگاه تخصصی حقوق بین الملل
پورتال سیاست ما
موسسه مطالعات آمریکا
مرکز مطالعات ژاپن
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
مطالعات فرهنگی و رسانه ای
کانون پژوهش های دریای پارس
فراخوان مقالات:
::
بهمن 1391
::
دی 1391
::
آذر 1391
::
آبان 1391
::
مهر 1391
::
شهریور 1391
::
مرداد 1391
::
تیر 1391
::
خرداد 1391
::
اردیبهشت 1391
::
فروردین 1391
::
اسفند 1390
::
بهمن 1390
::
دی 1390
::
آذر 1390
::
آبان 1390
::
مهر 1390
::
شهریور 1390
::
مرداد 1390
::
تیر 1390
::
خرداد 1390
::
اردیبهشت 1390
::
فروردین 1390
::
اسفند 1389
::
بهمن 1389
::
دی 1389
::
آذر 1389
::
آبان 1389
::
مهر 1389
::
شهریور 1389
::
مرداد 1389
::
تیر 1389
::
خرداد 1389
::
اردیبهشت 1389
::
فروردین 1389
::
دی 1388
::
آرشيو
نحوه ی اعمال روابط بین المللی در جهان معاصر
نحوه ی اعمال روابط بین المللی در جهان معاصر

ما به نظريه ها نياز داريم تا بتوانيم ،از اطلاعاتي كه هر روزه، ما را آماج خود قرار ميدهند، معنا استخراج كنيم. حتي سياستمداراني كه رابطه خوبي با نظريه ها ندارند ناچارند كه به ايدههاي خود درباره اين كه روند فعاليت جهان عيني چگونه است اعتماد كنند، تا بتوانند تصميمي منطقي و اصولي اتخاذ نمايند.اگر اصول سازمان يافته و بنيادین يك شخص ناقص باشد، تصميمگيري سياسي شايسته، توسط وي بسيار سخت و بعيد به نظر مي رسد.از اين رو شناخت، پیرامون نگاه نظريه هاي روابط بين الملل به موضوع همکاري بين المللي مي تواند به سياست مداران نوعي کمک فکري ارائه کند.نظريه هاي موجود در رشته روابط بين الملل هر کدام با توجه به عوامل مورد توجه و تأکيد و نوع هستي شناسي و معرفت شناسي خود نگاه متفاوتي به مسائل و موضوعات بين المللي دارند.
جزوه اصول روابط بین الملل ب. دکتر خاوری
جزوه اصول روابط بین الملل ب. دکتر خاوری

موضوع اصول روابط بین الملل تاکید در کشف کار برد قواعد و اصول قدرت مند شدن یک کشور در سطح نظام بین المللی می باشد. یعنی این درس از لحاظ فلسفی حاوی این پیام است که یک سلسله قواعد و اصول برای قدرت مند شدن یک کشور در سطح نظام بین المللی وجود دارد. باید این اصول و قواعد را رعایت کرد. درعین حال با این اصول و قواعد میتوانیم به صورتی علمی و سیستماتیک مسایل بین المللی را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم. در درس اصول روابط بین الملل الف تلاش شد که بر اساس معیارها و فاکتورهای مختلف شناخت دقیق و صحیح از محیط ارائه شود. اهمیت این اصلاح شناخت در این نکته بود که در مورد چگونگی تحول بازیگرانی مثل آمریکا به یک ابر قدرت چهار بعدی محصل دچار عقده حقارت نشده ، شناخت و نه اعتقاد خود را زیر سئوال ببرد.
جزوه اصول روابط بین الملل الف . دکتر خاوری
جزوه اصول روابط بین الملل الف . دکتر خاوری

موضوع اصول روابط بین الملل تاکید در کشف کار برد قواعد و اصول قدرت مند شدن یک کشور در سطح نظام بین المللی می باشد. یعنی این درس از لحاظ فلسفی حاوی این پیام است که یک سلسله قواعد و اصول برای قدرت مند شدن یک کشور در سطح نظام بین المللی وجود دارد. باید این اصول و قواعد را رعایت کرد. درعین حال با این اصول و قواعد میتوانیم به صورتی علمی و سیستماتیک مسایل بین المللی را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم.
سیاست بین المللی و رویکرد زیست محیطی
سیاست بین المللی و رویکرد زیست محیطی
دکتر سید عبدالعلی قوام
از آنجایی که مفروضات و گزاره های ما میتوانند در تجزیه و تحلیل مسائل سیاست بینالملل مؤثر باشند، بنابر این، نگاه ما نیز از منظر بوم شناختی در بررسی الگوهای رفتاری و رویدادهای بینالملل مؤثر است.تحت این شرایط، تجزیه و تحلیل منافع، امنیت ملی، تعارض، همکاری، قدرت و اصولا موضوعات جنگ و صلح، تصویر متفاوتی از سیاست بینالملل ارائه میکنند که با نگاه سنتی ما نسبت به مقولات مزبور متفاوت است.در حالیکه رئالیسم برای بقای دولتها و تأمین منافع ملی، به جغرافیا به صورت منبع عمده قدرت مینگرد، لیبرالیسم ضمن تأکید بر نیاز به دسترسی آزاد منابع در چارچوب اقتصاد جهانی، به فاجعههای زیست محیطی کمک زیادی کرده است.از منظر بوم شناختی افراطی، خط اصلی نظریه روابط بینالملل، فرآیندها و هنجارهای بینالمللی را به گونهای تعریف کرده است که به صورت بنیادی با اصل توسعه پایدار منافات دارد.
مطالعات فرهنگي، نظريه انتقادي و حاكميت فرهنگي
مطالعات فرهنگي، نظريه انتقادي و حاكميت فرهنگي

کنت تامپسون/ مترجم: استاد يونس شكرخواه
ميتوان چنين استدلال كرد كه در پرتو «چرخش فرهنگي» در جامعهشناسي، جستجو براي منابع جديد نظريه انتقادي ميتواند به طرز مفيدي با ملاحظه سهم عرصه بين رشتهاي مطالعات فرهنگي آغاز شود. اين امر به ويژه در رابطه با موضوع سازش دادن نظريه انتقادي راديكال با نيازهاي سياست و اجراي فرهنگ؛ ميتواند با درسهاي آموخته شده از مكتب فرانكفورت وسپس مطالعات فرهنگي بريتانيايي مرتبط باشد.در اين مقاله براي ترسيم اين موضوع غامض، سهم اين دو سنت در نظريه فرهنگي و مباحث مرتبط با حاكميت فرهنگي مورد بررسي قرار گرفته است.
پارادایم های انسان شناسی بین الملل (4): نئو رئالیسم و نئولیبرالیسم
پارادایم های انسان شناسی بین الملل (4): نئو رئالیسم و نئولیبرالیسم
احمد نادری
مباحث گفتمانی مربوط به نئورئالیسم و نئولیبرالیسم در دهه 1970 قرن بیستم ظهور کرد و در طول دو دهه بعد به عنوان اصلی ترین منازعه در فضای روابط بین الملل و انسان شناسی مربوط به آن ادامه یافت. ما این دو گفتمان جدید توانسته اند تا حدی با دو گفتمان کلاسیک فاصله بگیرند و با خلق ادبیات جدید در صحنه سیاست بین الملل، به توضیح و تبیین نظری این فضا بپردازند.
این سلسله مباحث، گامی است ابتدایی در پایه گذاری یکی از شاخه های انسان شناسی، با نام : انسان شناسی روابط بین الملل.
پارادایم های انسان شناسی بین الملل(3): رئالیسم
پارادایم های انسان شناسی بین الملل(3): رئالیسم

احمد نادری
رئالیسم سنتی دیرپا در روابط بین الملل بوده و قدمتی به درازای تاریخ پژوهش های علوم سیاسی غرب دارد.موضوعات اصلی این سنت پژوهشی در چهار کلید واژه کلی خلاصه می شود: قدرت، امنیت، جنگ، علائق ملی. به عبارتی دیگر، اگر پارادایم رئالیستی را به مثابه یک چهارضلعی در نظر بگیریم، مفهوم دولت ملی را در مرکز این چهار ضلعی و در وسط این اضلاع ملاحظه نمود.
این سلسله مباحث، گامی است ابتدایی در پایه گذاری یکی از شاخه های انسان شناسی، با نام : انسان شناسی روابط بین الملل.
پارادایم های انسان شناسی بین الملل(2): لیبرالیسم
پارادایم های انسان شناسی بین الملل(2): لیبرالیسم

احمد نادری
لیبرالیسم، سنتی در تفکر سیاسی غرب است که متشکل از مجموعه ای از گزاره ها و پیش فرض ها و اعمال است. این سنت تفکری، اگر چه به قرن پانزدهم و پس از آن بازمی گردد، اما نقش چشمگیر و اثر گذار آن در عرصه سیاست بین الملل ، به پس از جنگ جهانی اول باز می گردد. اندیشه محوری در این سنت فکری، اصالت فرد به عنوان واحد تحلیل است. لیبرال های کلاسیک معتقد به اصالت فرد در مقابل اصالت اجتماع بودند و بر نقش حداقلی دولت درفراهم ساختن محیط سیاسی- اجتماعی و اقتصادی برای کنشگران عرصه اجتماعی تاکید می ورزیدند. این نوشتار مختصر، مبتنی بر سه بخش محوری برای فهم بهتر این پارادایم است:1- سنت لیبرالیستی در اندیشه روابط بین الملل 2- لیبرالیسم در فاصله میان دو جنگ جهانی 3- لیبرالیسم پس از جنگ جهانی دوم.
این سلسله مباحث، گامی است ابتدایی در پایه گذاری یکی از شاخه های انسان شناسی، با نام : انسان شناسی روابط بین الملل؛
پارادایم های انسان شناسی روابط بین الملل (1)
پارادایم های انسان شناسی روابط بین الملل (1)

احمد نادری
رشته روابط بین الملل که از قرن بیستم میلادی به اینسو در دانشگاه های مختلف جهان پایه گذاری گردید، رشته ای نوپاست و آنچنان که از نام آن پیداست به چگونگی کنش های عاملان عرصه بین الملل در سطح جامعه جهانی می پردازد. در این سلسله گفتار، پارادیم ها و مکاتب مربوط به این رشته با عناوین زیر، و هر کدام در یک نوشتار تبیین و تفسیر می گردد: لیبرالیسم، رئالیسم، نئو رئالیسم و نئو لیبرالیسم، مکتب انگلیسی، ساختار گرایی اجتماعی، مارکسیسم، مکتب انتقادی، فمنیسم، پست مدرنیسم، پسا استعمار گرایی، مکتب محیط زیست گرا (نظریه سبز)، آنارشیسم، نظریه اسلامی و ... این سلسله مباحث، گامی است ابتدایی در پایه گذاری یکی از شاخه های انسان شناسی، با نام : انسان شناسی روابط بین الملل.
مدل های تصمیم گیری در سیاست خارجی

مقاله آقای عباس ملکی
تحليلگران سياسى بصورت سنتى بر روى اين مسئله تمرکز مى نمودند که که چگونه يک تصميم گير بر روى يک راه حل از ميان تعداد متعددى از آلترناتيوها تمرکز مى نمايد؟ در همين ارتباط سه مدل مطرح در تصمیم گیری سیاست خارجی که در سالهاى اخير بيشتر مورد بحث بوده اند، در اين بخش برشمرده مى شود: اولين آنها که در کارهاى گراهام آليسون مورد بحث قرار گرفته است، مدل عقلايى است . البته او از سه الگو در کارهاى خود نام مى برد که عبارتند از الگوى عقلايى ، الگوى سازمانى و الگوى بوروکراتیک .
قدرت نرم و دیپلماسی فرهنگی
نویسنده: جوزف نای مترجم: سید رضی عمادی
فرهنگ مسیری است که دانش را انتقال و به زندگی ما معنا می دهد. همچنین فرهنگ می تواند یک ابزار قدرت باشد. یک رهبر نازی زمانی عنوان کرد وقتی کلمه فرهنگ را می شنود به اسلحه اش دست می برد. یکبار استالین با لحنی تمسخر آمیز پرسید پاپ چند بخش دارد، اما فرهنگ کاتولیک بیشتر از فرهنگ اتحاد شوروی دوام آورد. در چین، رئیس جمهور «هو جین تائو» در هفدهمین کنگره حزب گفته بود چین نیاز دارد بیشتر در قدرت نرم سرمایه گذاری کند. در نتیجه...
نگاهی به تئوری های روابط بین الملل

دانش روابط بین الملل، دانشی جدید است که
پس از جنگ جهانی دوم به عنوان یک رشته مستقل علمی 1 در علوم آکادمیک پایه
گذاری شد. نگرشها و تئوریهای این علم، هنوز به مرحله عام و مورد پذیرش همه
نظریه پردازان این رشته، نریسده و تنها در سطح «تئوری میان برد»2، اتفاق
نظرهایی وجود دارد. این فصل دربرگیرنده تعریف روابط بین الملل، دیدگاهها و
تئوریهای مهم این نظم است.
تعریف روابط بین الملل : دولتها، سازمانها و نهادهایی که جامعه بین المللی را می سازند، دارای روابط
و مناسبات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی هستند که بیانگر روابط متقابل آنهاست؛
آن گونه که این روابط می تواند به صورتهای روابط دوستانه (همکاری)، رقابت و
تعارض آمیز (ستیز یا مناقشه) باشد. اصطلاح روابط بین الملل به: «مجموعه اقدامات و کنشهای متقابل واحدهای حکومتی و نیز نهادهای غیردولتی و همچنین روندهای سیاسی میان ملتها اطلاق می شود.
سیاست خارجی ایران در قبال اسرائیل از دید نظریههای روابط بینالملل
سیاست خارجی ایران در قبال اسرائیل از دید نظریههای روابط بینالملل

در این مقاله بهدنبال آن هستیم که دریابیم کدام نظریه روابط بینالملل تغییر در سیاست خارجى ایران در قبال رژیم صهیونیستی پس از انقلاب اسلامى را بهتر تبیین مینماید. از آنجا که برخی از عوامل داخلی و خارجی تعیینکننده سیاست خارجی همچون موقعیت زئوپلیتیکی، منابع اقتصادی و ساختار نظام بینالملل در دوران حکومت پهلوی و نظام جمهورى اسلامى ایران ثابت بوده، چرا در رفتار خارجى ایران پس از انقلاب در قبال اسرائیل تغییر اساسی صورت گرفته است؟ به عبارت دیگر، کدام نظریه مىتواند رفتار ایران را بهتر توضیح بدهد؟
جزوه درس نظریه های روابط بین الملل دکتر سیف زاده. بخش دوم
جزوه درس نظریه های روابط بین الملل دکتر سیف زاده. بخش دوم

اهداف ملی
هدف ملی : تصویری از آینده یا مجموعه شرایطی در آینده که کشور حاضر است در راه تحصیل آن بکوشد.
کشورها به علل زیر دارای منافع مختلف و خط مشی های خارجی متفاوتی هستند
o از نظر قدرت برابر نیستند
o دارای رهبرانی متفاوت هستند
o گروههای ذینفوذ کشورها یکسان نمی باشد.
o وجود اهداف متعارض
o اوضاع متفاوت و متغیر بین المللی
· مورگانتا:( بنیانگذار مکتب سیاست قدرت) هدف هر نوع سیاست داخلی یا خارجی تلاشی است برای کسب قدرت.
جزوه درس نظریه های روابط بین الملل دکتر سیف زاده بخش نخست
جزوه درس نظریه های روابط بین الملل دکتر سیف زاده

بخش اول
طی دو هزار پانصد سال گذشته ، سه نظم سیاسی را پشت سر گذاشته ایم . 1- کلی گرای بی ساختار ، و مبنایی معنا کرا داشت. مانند امپراتوری که جنبه قدسی و رمز آلود داشته است.این نظم مرکز گرا بوده و سلسله مراتبی غیر برابر. 2- از دوره رنسانس نهضتی جزیی نگر و مرکز کریز . دانشمندان نگرش سایبرنتیک را مبنای ساماندهی جامعه قرار دادند.این نظم اصالتا تمرکز کریز است.3- نظم نوین جهانی که در حال شکل گیری است و ساختاری شبیه نظامهای کنفدرال داد.
در مطالعات ورابط بین الملل صرفا بخشی مطلوب است که که به نحوی بر موازنه قدرت بین بازیگران تاثیر گذار است.
امنیت ملی از دیدگاه مکاتب گوناگون روابط بین الملل
امنیت ملی از دیدگاه مکاتب گوناگون روابط بین الملل
احسان اعلائی پور
امنیت ملی ازدیدگاه واقع گرایان وآرمان گرایان
برداشتهای اندیشمندان درحوزه امنیت تااواخرقرن بیستم متاثرازدوطرز تفکر،یعنی واقع گرایی وآرمان گرایی بود. آرمان گرایان معتقدبودندکه بابرچیدن جنگ می توان به پیشرفت دردنیارسید،درحالیکه واقع گرایان بروضعیت وحالت دنیا متمرکزبودند. آرمان گرایان مایل بودند که امنیت را حاصل صلح بدانند،بدین معنی که صلح پایدار باعث تامین امنیت همه خواهدشدودردیدگاه آنان جنگ مهم ترین تهدید ناشی ازمسئله امنیت ملی بود،وازاین روبود که سیاستهایی مانند خلع سلاح،کنترل تسلیحات وهمکاریهای بین المللی رامطرح نمودند. درمقابل واقع گرایانی مانندمورگنتاوکارمعتقد بودند که قدرت ومنافع ملی مبنای اصلی وحاکم برروابط کشورها راتشکیل می دهد.همچنین شرایط بین المللی همراه بارقابتها ونزاعها نیز زمینه واقع گرایی رافراهم ساخت و آرمان گرایان را که بی توجه به زمان و هدف،قصد رسیدن به اهداف را داشتند مسئول به هم ریختن صلح می دیدند.
پوزیتیویسم و نظریه های ارتباطی
پوزیتیویسم و نظریه های ارتباطی
آوات رضانیا
اولین نظریه های ارتباطی ـ به صورت مدل و با ساختاری ریاضی ـ از طرف "شانون" و "ویور" معرفی شدند و ارتباطات به عنوان یک رشته در ایالات متحده متولد شد و دارای نظریه های خاص خود گشت. از همان ابتدا جامعه شناسی و رشته های علوم انسانی به شدت تحت تأثیر اندیشه های "پوزیتیویستی" رشد کرد. از آنجا که هم اکنون آنچه در ایران تحت عنوان نظریه های ارتباطات تدریس می شود، مربوط به نظریه های کلاسیک ارتباطاتی است و از ارتباطات به معنای آمریکایی آن سرچشمه می گیرد، لازم آمد تا در یک مقاله مورد بررسی قرار گیرد. "پوزیتیویسم" چارچوبی معرفت شناسی و روش شناسی را فراهم می کند، که پیامدهایی را از نظر نظری و کارکردی به همراه دارد. در این مقاله من ابتدا "پوزیتیویسم" را به عنوان مکتبی فکری مورد بررسی قرار داده، سپس به تاریخچه ای کوتاه از ارتباطات و تأثیر پذیری آن از این مکتب و پیامدهای آن میپردازم
جامعه شناسي تالكوت پارسونز
جامعه شناسي تالكوت پارسونز

دكتر عباس محمدي اصل
تالكتوت پارسونز (1902 -1979) جامعه شناس آمريكايي يكي از بزرگترين نظريه پردازان قرن بيستم است. تفحص ژرف در آثار جامعه شناسان مهم اروپايي (وبر، دوركيم، پارتو) و تامل در مسائل و بحران هاي عظيم اين قرن سرانجام او را به سوي ساختن تئوري هاي جديد در رابطه با كنش فردي، نظام اجتماعي و سيستم فرهنگي كشاند. پارسونز براي عناصر فرهنگي و اجتماعي در شكل گيري سياست و اقتصاد نقش عمده اي قائل بود و در ترويج مكتب «كار كردگرايي ساختي» تلاش بسياري كرد. نظريه هاي كلان، بيان پيچيده، ديدگاه متعالي و تفكر نظام ساز وي، به شدت مورد ملامت و تهاجم بعضي حوزه هاي جامعه شناسي (بخصوص ديدگاه ديالكتيكي) قرار گرفته است.
چگونگی پیدایش مکتب فرانکفورت
چگونگی پیدایش مکتب فرانکفورت

مهدی خسروشاهی
نظریه انتقادی را نظریه مکتب فرانکفورت نیز نامیدهاند، هر چند این دو مفهوم به یک معنی نیست، ولی در بعضی موارد یکسان در نظر گرفته شدهاند. در واقع نظریه انتقادی را می توان بخشی از مکتب فرانکفورت دانست زیرا در این مکتب نظریه های دیگری نیز مطرح شده است. از این رو، مبنای نهادینی این که مکتب بر پایه آن شکل گرفت، موسسه پژوهشی اجتماعی بود که رسماً در تاریخ 3 فوریه 1923 طی فرمانی از سوی وزارت آموزش و پرورش تأسیس و به دانشگاه فرانکفورت وابسته شد، ولی خود موسسه صرفاً نتیجه و حاصل چندین برنامه رادیکال بود که "فلیکس ویل" فرزند یک تاجر ثروتمند غله، در اوایل سال 1930 اجرای آنها را بر عهده گرفت، از این رو در تابستان 1922، وی نخستین هفته کار مارکسیستی را سازماندهی کرد، اما فهم بهتر درونمایه مکتب فرانکفورت، تاملی ژرف در آراء ماکس وبر را می طلبد...
بازدارندگی در دنیای معاصر
بازدارندگی در دنیای معاصر ( تحلیلی پیرامون افتتاح ناوشكن "جماران")

دكتر ابومحمد عسگرخانی
نظریه های روابط بین الملل : بازدارندگی ( Deterrence theory )
نظریه های روابط بین الملل : بازدارندگی ( Deterrence theory )

اعظم امامی
ماهیت بازدارندگی
در طی دو دهه اخیر هیچ مفهومی به اندازه مفهوم بازدارندگی هسته ای در نظریه پردازی پیرامون استرتژی بین المللی رایج نبوده است دو تن از تحلیلگران بازدارندگی انرا چنین تعریف کرده اند: "بازدارندگی در کلی ترین شکل آن عبارتست از متقاعد کردن حریف نسبت به اینکه هزینه ها یا خطرات خط مشی احتماعی او از منافع آن بیشتر است.مفهوم باز دارندگی هسته ای نهایتا براساس این فرض مبتنی است که دوایر سیاستگذاری دولتی رفتارهایی عقلانی داشته ومعمولا به نوعی سنجش نسبی سود وزیان دست می زنند. با این حال علاوه بر عقلانیت، مسئله ترس نیز مطرح است وترس ممکن است تحت شرایطی عقلانی وتحت شرایطی دیگر غیر عقلانی باشد
چگونگی پیدایش مکتب انتقادی

مهدی خسروشاهی
نظریه انتقادی را نظریه مکتب فرانکفورت نیز نامیدهاند، هر چند این دو مفهوم به یک معنی نیست، ولی در بعضی موارد یکسان در نظر گرفته شدهاند. در واقع نظریه انتقادی را می توان بخشی از مکتب فرانکفورت دانست زیرا در این مکتب نظریه های دیگری نیز مطرح شده است. از این رو، مبنای نهادینی این که مکتب بر پایه آن شکل گرفت، موسسه پژوهشی اجتماعی بود که رسماً در تاریخ 3 فوریه 1923 طی فرمانی از سوی وزارت آموزش و پرورش تأسیس و به دانشگاه فرانکفورت وابسته شد، ولی خود موسسه صرفاً نتیجه و حاصل چندین برنامه رادیکال بود که "فلیکس ویل" فرزند یک تاجر ثروتمند غله، در اوایل سال 1930 اجرای آنها را بر عهده گرفت، از این رو در تابستان 1922، وی نخستین هفته کار مارکسیستی را سازماندهی کرد، اما فهم بهتر درونمایه مکتب فرانکفورت، تاملی ژرف در آراء ماکس وبر را می طلبد...
نظریه های روابط بین الملل : مکتب انگلیسی
نظریه های روابط بین الملل : مکتب انگلیسی

سیدطارق حسینی
مکتب انگلیسی به مجموعه آثار و نویسندگانی اشاره دارد که برداشت خردگرایی
از روابط بین الملل را فراتر از یک نظام بین الملل«جامعه ای مرکب از
دولتها می دانند و قائل به اهمیت اهداف، قواعد، نهادها، ارزش ها و
هنجارهای مشترک آنند».[1] ریشه مکتب انگلیسی را در سنت خردگرایی در روابط
بین الملل می دانند. مارتین وایت از مهمترین نظریه پردازان این مکتب، معتقد است که می توان سه
سنت نظری را در روابط بین الملل تشخیص داد که عبارتند از: 1- واقع گرایی
یا سنت ماکیاولی 2- انقلابی گری یا سنت کانتی 3- خردگرایی یا سنت گروسیوس
که راهی میانه رو بین دو سنت نخست محسوب می شود.
نظریه های روابط بین الملل : واقعگرایی ( رئالیسم )
آرام یزدی
در اين كه چه كسی نخستين واقع گرايی بزرگ در تاريخ است اتفاق نظر وجود ندارد. واقع گرايی به صورت مكتب انديشه سياست قدرت از آن ياد مي شود. منظور از قدرت تغيير رفتار سايرين در زمينه دلخواه است. واقع گرايی در شکل كلاسيكش در اثر توسيديد يعنی تاريخ جنگهای پلوپونزی مطرح شد كه او بنياد واقع گرايی را اين جمله قرار مي دهد ، حق فقط در بين برابرها وجود دارد حال آنكه قوی ترها آنچه را كه مي توانند انجام مي دهند و ضعيف ترها از آنچه مي خواهند فقط رنج مي برند. در عصر مدرن در اروپا ماكياولی در كتاب شهريار و هابز در كتاب لوياتان و فردريك ماينك در كتاب دليل وجود دولت آنرا دنبال می كند. مايكل دويل مي گوید مي توان 3 سنت فکری واقع گرايی را با 3 اندیشه كلاسيك پیوند داد. بنياد گرايی متاثر از ماكياول ، ساختار گرايی متاثر از هابز و تكوين گرايی كه تحت تاثیر رو سو است.
مکتب فرانکفورت

محمد جواد فرمانی
در سال 1923 موسسه ای با نام موسسة پژوهش های اجتماعی به وجود آمد که این موسسه را می توان ادامه یا دنبالة موسسه ای که وابسته به دانشگاه فرانکفورت بود دانست. کار این موسسه پژوهش در اندیشه های مارکسیستی بود و به دنبال جواب در مورد این سوال که چرا جنبش های کارگری که بعد از جنگ جهانی اول ایجاد شده بودند دچار ضعف وافول شدند. این پژوهش ها کم کم به نقد فرهنگ بورژوایی و عقلانیتی که درجامعه آن زمان مطرح بود روی آوردند و همین شیوه نقد باعث شد تا از پارادایم تحلیلی مارکس فاصله بگیرند و غلبه ای جدید را در اندیشه های مارکسیستی به وجود آورند. که بعدها با نام مکتب فرانکفورت و مارکسیسم انتقادی شناخته شد. تا زمان پیروزی و به قدرت هیتلر در سال 1933 پژوهش های این موسسه زیاد رنگ و بوی مارکیستی نداشت. اما آنچه که گفته شده است این است که ، پیروزی فاشیسم به عنوان مظهری از سرمایه داری متأخر بنا به نظر اصحاب این موسسه ( مکتب فرانفکورت) خود انگیزه ای شد تا تحلیل هایی جدید به روش خاص این موسسه ارائه شود.[1]
نظریه بازی ها، بازی سازی، شبیه سازی و چانه زنی
نظریه بازی ها، بازی سازی، شبیه سازی و چانه زنی
خانم ملیحه رمضانی
اولین بار این نظریه، از سوی امیل بورل ریاضیدان بزرگ فرانسوی در سال 1921 مطرح شد.بعدها دانشمندان دیگری به تکمیل این نظریه پرداختند.از جمله ریاضی دان مشهور جان فون نیومان،در تلاش برای تکمیل نظریه بازی ها در سال 1928 مدعی اثبات قضیه ی ((کم_بیشینه))شد.در همین راستا نیومان همراه با اسکار مورگنسترن نظریه بازی ها را به عنوان روشی دقیق برای تجزیه و تحلیل موقعیت های رقابت آمیزی که متضمن منافع دو جانبه در زمینه های مختلف از جمله اقتصاد و جنگ است،مطرح کردند.توماس شلینگ اقتصاددان دیگری است که با نقادی از نظریه موجود بای ها نظریه ی چانه زنی را مطرح کرده است. مارتین شوبیک نظریه پرداز دیگریست که به بحث در باره نظریه بازی ها پرداخته است.
تقسیم بندی تئوری های روابط بین الملل
تقسیم بندی تئوری های روابط بین الملل ( نظریه های روابط بین الملل )
یا قالب هاي فكري براي درك و تحليل تحولات عرصه جهاني
امير دبيري مهر
پایگاه تخصصی سیاست بین الملل ( اینپا ) . در يك تقسيم بندي كلان، نظريه هاي روابط بين الملل به سه دسته نظريه هاي «جهان گرا»، «ملي گرا» و «كثرت گرا» قابل تقسيم اند. نظريه هاي جهان گرا، ساختار و پويش جهاني را عنصر تعيين كننده در تحولات نظام بين المللي مي دانند و كشور ما به عنوان واحدهاي سازنده و تشكيل دهنده نظام بين المللي نقش ثانوي دارند. مثلا در نظريات امپرياليسم كلاسيك همه چيز حول امپراطور قابل تبيين است. يعني ساختار امپراطور و پويش امپراطوري تعيين كننده تحولات است. اما نظريه هاي ملي گرا كه بيشتر تئوريهاي روابط بين الملل در اين دسته جاي مي گيرند، بر نقش محوري كشور ها به عنوان عناصر اصلي نظام بين المللي تاكيد دارند و به تعبيري براي ساختار بين المللي نقش ثانوي قايل هستند كه بدون دولتها و كشورها و رفتار و انگيزه هاي آنها، معنا و مفهوم واقعي نخواهد داشت. ما نظريه هاي كثرت گرا بر تعامل دو جانبه و نقش دو سويه ساختار و پويش بين المللي و كشورها در تحولات جهاني تاكيد مي كنند كه با انكار هر يك، تحليل و بررسي و داوري ناظران جهاني عقيم خواهد شد.
نگاهی به تئوری های روابط بین الملل
دانش روابط بین الملل، دانشی جدید است که پس از جنگ جهانی دوم به عنوان یک رشته مستقل علمی در علوم آکادمیک پایه گذاری شد. نگرشها و تئوریهای این علم، هنوز به مرحله عام و مورد پذیرش همه نظریه پردازان این رشته، نریسده و تنها در سطح «تئوری میان برد»، اتفاق نظرهایی وجود دارد. این فصل دربرگیرنده تعریف روابط بین الملل، دیدگاهها و تئوریهای مهم این نظم است. محور و موضوعاتی که تحت عنوان روابط بین الملل مطالعه می شود، امروزه خود در نظامهای علمی مختلفی، تجزیه و تحلیل می شود. مسایل تاریخی در «تاریخ روابط بین الملل»، قراردادها و معاهدات در «حقوق بین الملل» روند و اصول کلی حاکم بر جامعه بین المللی در «اصول روابط بین الملل» و... بررسی می شود. در این دوره آموزشی، هفت فصل اول به تاریخ روابط بین الملل و پنج فصل پایانی به اصول روابط بین الملل اختصاص یافته است.
تئوری عملیاتی ایالات متحده در جهان تکقطبی
تئوری عملیاتی ایالات متحده در جهان تکقطبی

دکتر رضا جلالی
به اعتقاد نومحافظه کاران صلح و ثبات در جهان از طریق موازنه قوا حادث نمی گردد. جهان چند قطبی در نظر این گروه جایگاهی ندارد و ارزش های بین المللی نیز نمی توانند مفهومی داشته باشند. از نظر آن ها ایالات متحده سمبل خیر مطلق است و بایستی آن خیر در کل جهان سیطره یابد. بیشترین میزان صلح و ترویج خیر از طریق سیطره و رژیم های ایجاد شده توسط قدرت برتر حاصل می گردد. هر چند که ممکن است این سیطره کوتاه باشد (نظر افول گرایان)، باید بر این اساس اخلاقی باشد که سیطره شکل بگیرد. وظیفه اصلی رهبران، ایجاد شرایط مناسب برای شکل دادن به هژمونی امریکا است. ساختار تهاجمی قدرت در نزد ایالات متحده رژیم های بین المللی با قواعد قدرتمندی را بوجود می آورد که همه از آن تبعیت می کنند. سیطره هزینه تجاوز را آنچنان سهمگین می سازد که کشورهای توسعه طلب (شر) به ناچار سیاست های صلح طلبانه اتخاذ می کنند.
زمینه های همگرایی کشورهای مسلمان
زمینه های همگرایی کشورهای مسلمان

نويسنده: البرز للـه گانی
مطالعات دانشمندان علوم سیاسی و به خصوص تحقیقات انجام شده به وسیله نظریه پردازان روابط بین الملل، نشان میدهد که عوامل متعددی چون داشتن دشمن مشترک ، وجود مسائل تاریخی و جغرافیایی، اعتقاد داشتن به دین واحد، بهره مندی از فرهنگ مشترک ، وجود مشکلات و دردهای مشترک ، نیازهای متقابل و همچنین مسائلی چون نژاد ، زبان و مانند آن در شکل گیری پدیده همگرایی بین جوامع مختلف نقش بسزایی ایفا میکنند
اصطلاح همگرایی از مفاهیم و واژه های خاص علوم سیاسی و روابط بین الملل می باشد که به طور معمول در مقابل اصطلاح واگرایی به کار برده میشود. منظور از همگرا شدن کشورها یا جوامع مختلف، نزدیک شدن آنها به یکدیگر به منظور اتخاذ مواضع مشترک در زمینه های گوناگون سیاسی، اقتصادی، نظامی و مانند آن است. از آنجایی که تاریخ حیات سیاسی جوامع بشری همواره شاهد همگرایی ها و واگرایی های متعددی بوده است، در نتیجه این مساله مورد توجه دانشمندان و نظریه پردازان علم سیاست قرار گرفته است.
نظریه های رایج در باره ساختار نظام بین الملل
نظریه های رایج در باره ساختار نظام بین الملل

دکتر نوذر شفیعی
قدرت در نظام بين الملل، مهم ترين عامل تمايز دولت ها است. بر اين مبنا نظام بينالملل از سلسله مراتب قدرت تشكيل شده است. قدرت و مكانيسم توزيع آن، موجب تحول موقعيت بازيگران ميشود كه نتيجه آن تحول در نظام بينالملل است. به عبارت ديگر كيفيت توزيع قدرت، نوع ساختار نظام بينالملل را مشخص مينمايد. در نظام بينالملل چگونگي توزيع توانمنديها در ميان واحدها، عامل تمايز دولتهاست. همين توزيع است كه مشخص ميكند هر يك از واحدها چه جايگاهي دارند. اگر توزيع توانمنديها ميان دو بازيگر باشد نظام دو قطبي و اگر قدرتهاي بزرگ متعددي وجود داشته باشند، نظام چند قطبي است.
فمینیسم در طول تاریخ
فمینیسم در طول تاریخ

جنبش فمينيسم از ابتداي پيدايش سعي داشت زنان را به يك اردوگاه واحد ايدئولوژيكي برساند. فمينيسم ها قصد داشتند مفهوم خواهري جهاني را جامه عمل بپوشانند، اما در طول تاريخ به جاي تكامل گرفتار تشتت و تفرقه فكري شدند. اگر چه دستيابي به حق رأي، نقطة عطفي در تكامل آراي فمينيستي و كسب يك حق سياسي اساسي از سوي زنان بوده است، مع الوصف از دهه 1920 برخوردهاي متفاوتي به وجود آمد، به طوري كه فمنيسم تبديل به تفكري فاقد وحدت نظر و مملو از آراي ضد و نقيض شد و بسياري از صاحبنظران تنوع در فمينيسم را نشانه ضعف و عدم بلوغ اين ايدئولوژي مي دانند و آن را مكتبي پويا اما درگير با مبارزه مي شناسند.
پژوهشگر: سید عبدالمجید زواری
اندیشکده روابط بین الملل
امواج مدرنيته برگرفته از آراء یورگن هابرماس
امواج مدرنيته (برگرفته از آراء یورگن هابرماس)
مقدمه
مفهوم مدرنيته ما را به ياد مفهوم کلاسيک مدرن می?اندازد که نخست به طور واضح توسط هگل به کار برده شد و بعد در نظريه?های اجتماعی مارکس، ماکس وبر، لوکاچ جوان و مکتب فرانکفورت (در مراحل نخست کار آن) تکامل پيدا کرد. اين سنت در آخر با يک نقد قاطع از خود- مرجعی و کليت بخشی به عقل از پا درافتاد. آن?گاه پروژه تازه?ای به صورت بازيابی اعتماد به نفس مدرنيته از طريق انتقاد از خود، توسط يک دريافت تازه از عقل به مفهوم عقل "محصور در موقعيت" و متجسم در زبان به جريان افتاد. از اين چرخش تازه با محوريت زبان دو قرائت رقيب بيرون آمد: نخست "غلبه" پست مدرن بر خودفهمی هنجاری مدرنيته، و ديگر صورت?بندی جديدی از مفهوم کلاسيک عقل بر مبنای فهم بين?اذهانی.
نظریه انتقادی یا مکتب فرانکفورت در روابط بین الملل
نظریه انتقادی یا مکتب فرانکفورت

رابرت کاکس برای نخستین بار نظریه انتقادی راوارد روابط بین الملل کرد و مارک هافمن امیدواربود این نظریه بتواندآینده روابط بین الملل را دردست داشته باشد. معمولا دو معنا از نظریه انتقادی استنباط می شود:
۱- معنای عام : شامل طیف وسیعی از دیدگاههای انتقادی در روابط بین الملل از جمله :پسا تجدد گرایی ، پسا ساختار گرایی ، فمنیسم ،مارکسیسم ،نومارکسیسم ،نظریه نظام جهانی ،پست مدرنیسم، سازه انگاری و....
2- معنای خاص :شامل دیدگاههای مکتب فرانکفورت(ماکس هورکهایمر . تئودور آدورنو .یورگن هابر ماس ) وآنتونیو گرامشی (مارکیست ایتالیایی ) است.
لیست مقالات برگزیده مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي
لیست مقالات برگزیده مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي

در این لیست مقالات برگزیده ای از مجله دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران آورده شده برای مشاهده هر یک با فرمت PDF روی عنوان کلیک راست کرده و سپس گزینه Save Target As را انتخاب کنید .
ماهيت انسان و روابط بينالملل
ماهيت انسان و روابط بينالملل

دکتر محمد ستوده
مطالعه متون كلاسيك و جديد صاحب نظران علوم انسانى و سياسى نشان مىدهد كه بحث از انسان در كانون توجه آنها بوده است و اگر قلمرو سياست و روابط بينالملل را تحت تأثير انسان يا انسانها در قالب دولتها بدانيم نوع نگرش به ماهيت انسان باعث شكلگيرى ديدگاههاى متفاوتى به پديدهها و مسائل بينالمللى مىگردد. بررسى ضمير انسان در سه حالت لوح پاك، شرور يا تلفيقى از آنها به همراه تبيين رهيافت اسلامى در اين مقاله آمده است.
واژههاى كليدى: انسان، روابط بينالملل.
نظریه سازه انگاري Constructivism

جدول مقایسه نظریه های روابط بین الملل
بررسى نظرية صلح دموكراتيك دكتر حميد حيدري

دكتر حميد حيدري
هدف اين نوشتار، بررسى نظرية صلح دموكراتيك از ديدگاه نظرية "مردمسالارى دينى" است. نظرية صلح دموکراتيک را كانت، فيلسوف برجسته آلمانى در سدة هجدهم وارد مباحث علوم سياسى نمود و سپس شومپيتر، اقتصاددان اتريشى در قرن بيستم از زاوية اقتصادى، آن را تأييد نمود. با توسعة نظام دموكراسى ليبرال-سکولار در نيمه دوم قرن بيستم، توجه بيشترى به رابطه صلح و دموكراسى معطوف گرديد. در اين مقطع، گروههاى بيشمارى از اساتيد علوم سياسى با بكارگيرى روشهاى گوناگون پژوهشهاى آماري، نظرية صلح گرايى دموكراتيك را تقويت نمودند. قرائت محكم اين نظريه كه طرفداران اندكى دارد ادعا مى كند كه كشورهاى دموكراتيك، اصولاً در روابط خارجى خود، صلح جو هستند. بر پاية قرائت ضعيف، كشورهاى دموكراتيك، تنها در روابط ميان خود، گرايش به حل و فصل مسالمت آميز اختلافات دارند. در عين حال اين قرائت، اذعان مى كند كه كشورهاى دموكراتيك، در روابط خود با كشورهاى غير دموكراتيك تفاوتى با كشورهاى غير دموكراتيك در صلح جويى ندارند.
در اين مقاله، ضمن بررسى نقادانة نظرية صلح دموكراتيك، اين اصل مطرح خواهد شد كه استقرار فرهنگ احترام برابر متقابل ميان دولتها، عاملى كليدى در برقرارى صلح جهانى است؛ خواه در اين مجموعه، دولتهاى مردمسالار سکولار باشند يا دولتهاي مردمسالار دينى. لذا تنها راه توسعة صلح بين المللى، دست برداشتن جامعة امنيتى غرب از اين تصور عمومى است كه فرهنگ خاص غير دينى غربى با مولفةهاى مختلف آن بر ساير فرهنگها برترى دارد. اين تصور دولتهاى غربى، منجر به انكار عملى اصل احترام برابر متقابل در تنظيم روابط ميان غرب و غير غرب شده و مانع اصلى بر سر راه توسعة صلح بين المللى است.
واژههاي كليدي: صلح ابدي، صلح دموکراتيک، کانت، رامل، مردمسالاري ديني، فرهنگ غرب.
نظریه انتقادی و پست مدرنیسم در روابط بین الملل
نظریه انتقادی و پست مدرنیسم در روابط بین الملل
![]()
مقدمه
درست در زمانی که «باری بوزان» توجه جدی خود را به مفهوم نظمدهنده اصلى روابط بینالملل یعنى امنیت در درون مکتب واقعگرایى ـ نوواقعگرایی، معطوف کرد، رشته روابط بینالملل در دهه 1980 در معرض انتقادات شدیدی قرار گرفت. شاید این رشته توسعه نیافته (Bakward Discipline) تا حد زیادی از توجیه شرایط ناتوان بود و در نهایت تحت تاثیر رویدادهایى قرار گرفت که سایر حوزههای علوم اجتماعى را در دهههای قبل متاثر ساخته بود.[1] در نتیجه به سوالاتی نظیر هدف رشته روابط بینالملل (که اولین بار قبل و بعد از جنگ جهانی دوم مطرح شد) و نیز روش شناسى (که موضوع دومین مناظره بزرگ در دهه 1960 بود) و تا حد کمتری، مسایل هستى شناختی که در دهه 1970 به شکل بحث در مورد بازیگران فراملى و مسایلى از این قبیل مطرح شد، سوالات معرفت شناسانه (که سوال در مورد نحوه ادعای ما درباره معرفت و نحوه دستیابى به آن است) و نیز سوالات اخلاقى (که در مورد آنچه باید هدف و مبنای اخلاقى تلاش نخبگان رشته روابط بینالملل قرار گیرد، تحقیق مىکند)، اضافه شد. در این جریان، قافله روابط بینالملل به سادگى به سایر حوزههای علوم اجتماعى رسید. همانگونه که جورج (George) در این باره بیان مىکند، برخى سوالات بسیار مهم، دیگر نمىتوانند از سوی دانشمندان درگیر با مسایل حساس روزمره نادیده گرفته شوند. بنابراین وظیفه این دانشمندان نسبت به دیگران بسیار سنگینتر است.[2]
نظریه رژیم های بین المللی

ثبات نظام بين المللي و تغيير آن هسته اصلي نظريه رژيم هاي بين المللي را تشكيل مي دهد. در اين مقاله به مباحثي همچون مباني شكل گيري رژيم هاي بين المللي، تعريف، مفاهيم رژيم هاي بين المللي و ... مي پردازيم.
مباني شكل گيري تئوري رژيم هاي بين المللي
شناخت بهتر هر پديده و تجزيه و تحليل درست آن مستلزم شناخت مباني، ريشه ها و سوابق آن است. رژيم هاي بين المللي ( مجموعه اي از اصول، هنجارها، قواعد صريح يا تلويحي و رويه هاي تصميم گيري كه به واسطه آنها توقعات بازيگران راجع به موضوعي خاص با هم تلاقي مي كند و خواسته هاي بازيگران بر آورده مي شود) از اواسط دهه ،۱۹۷۰ از دامن دانشكده هاي شرق آمريكا و كانادا سربرافراشت و در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوايل دهه ۱۹۸۰ اوج گرفت.
منقدان هانتینگتون
منقدان هانتینگتون

محمد صادقی
هانتینگتون در نگاهی متفاوت به شرایط جهان به نوع جدیدی از برخوردها می پردازد و این برخوردها را در اختلافات تمدنی جست وجو می کند. وی نظریه اش را با محورهایی چون روند آینده درگیری ها، سرشت تمدن ها، خطوط گسل میان تمدن ها، صف بندی تمدنی، غرب در برابر سایرین، پیوند اسلامی- کنفوسیوسی و برخورد تمدن ها و پیامدهای آن برای غرب پیگیری کرده، تمدن های زنده دنیا را به هشت تمدن بزرگ تقسیم می کند و با مشخص کردن خطوط گسل میان تمدن ها از زلزله یی شدید در تقابل تمدن ها خبر داده، نظریه برخورد تمدن ها را مطرح می کند.
تقابل یا درک مصالح متقابل

طبقه بندی نظریه ها در روابط بین الملل
طبقه بندی نظریه ها در روابط بین الملل

ای اچ کار و به تبع او تقریبا همه نظریه پردازان واقعگرا نظریه های روابط بین الملل را به دو گروه اصلی واقعگرا[1] و آرمانگرا [2] تقسیم می کنند. مارتین وایت معتقد است که می توان سه سنت نظری در روابط بین الملل تشخیص داد : واقعگرایی یا سنت ماکیاولی ، انقلابی گری [3] یا سنت کانتی و خردگرایی [4] یا سنت گروسیوسی که راهی میانه در بین دو سنت است
نظریه وابستگی متقابل

از اواخر دههء 1960 و در دههء 1970 در ویژگیهای اصلی نظام بین المللی تغییراتی ایجاد شد که شاخصهء آن عبارت از پیچیدگی و روابط متعدد و متداخل در کشاکش همکاری بود.در این زمان اتحادهای واقع در جنگ سرد بر اثر تنش زادیی کمرنگ شده و مسائل جدیدی مخصوصا مسائل اقتصادی ، سیاسی شده بودند. از این رو ادوارد مورس در باب وابستگی متقابل ، جوزف نای و رابرت کیون در کتاب قدرت و وابستگی متقابل و ریچارد کوپر در مقالاتش در باب وابستگی متقابل اقتصادی در جهت ارائهء نظریه نوینی در باب مسائل بین المللی برآمدند. آنها تلاش کردند که بتوانند آسیب پذیری دولتها و جوامع دنیا را در برابر حوادث و جریاناتی که در قلمرو دیگر کشورها رخ می دهند و تاثیر آن بر روابط بین الملل را نشان دهند.
نظریه وابستگی متقابل ریشه در طرز تفکر انتر ناسیونالیستی دارد وریشه فکری متاخر این نظریه را می توان در مطالعات مربوط به همگرایی منطقه ای یافت.نظریه پردازان وابستگی متقابل بسیاری از نگرشهای مربوط به نظریه همگرایی منطقه ای را به طیفی از مسائلی که به وابستگی متقابل اقتصادی بین الملل مربوط می شود- و در دهه 1970 مطرح شد - گسترش دادند.این نظریه جزء نظراتی است که در راستای پیوند دو سطح تحلیل خرد و کلان مطرح شده است. مفاهیم بنیادین وابستگی متقابل را می توان شامل وابستگی متقابل ،قدرت حساسیت ، آسیب پذیری، هزینه ، تقارن و عدم تقارن دانست که جا دارد حدود و ثغور مفهومی شان بر اساس نوشته های نظریه پردازان وابستگی متقابل تشریح شود
اندیشه جان لاک
اندیشه جان لاک

اگر نظریه سیاسی توماسهابز بر پایه نوعی نگرش بدبینانه به ذات انسان قرار داشت، در مقابل آن نظریه سیاسی جان لاک(1632-1704م) ، فیلسوف انگلیسی بر پایه خوشبینی نسبت به ذات انسان استوار شده است. شهرت فلسفه سیاسی لاک، بیشتر مدیون دومین رساله از «دو رساله در باب حکومت» اوست. فصل دوم آن با این اعلام شروع می شود که :"همه ما [انسانها] به طور طبیعی در یک وضع آزادی کامل قرار داریم. مردم، آزادی کامل دارند تا در حدود قانون طبیعی، هرعملی که می خواهند انجام دهند و با شخص خود و دارایی خود هرچه می خواهند بکنند بی آنکه از کسی اجازه بگیرند یا تابع اراده شخص دیگری باشند". لاک معتقد است که قانون طبیعی از اراده الهی نشأت گرفته و عقل بشر قادر به پی بردن به آن است.
سلاح هسته اي و تئوري بازدارندگي
سلاح هسته اي و تئوري بازدارندگي اختراع بمب اتم:
![]()
در طول جنگ جهانى دوم شاهد نوآورى تسليحاتى از جانب دولتهاى درگير در جنگ مىباشيم، سه دولت عمدهاى كه داراى مراكز تحقيقات استراتژيك و لابراتورهاى معظم تحقيقاتى بودند، عبارتند بودند از ژاپن، آلمان، آمريكا. ژاپن به دنبال توسعه سلاحهاى شيميايى بود كه در اين زمينه موفقيت چنداني به دست نمىآورد. آلمانها داراى مركز تحقيقاتى «پينامون» بودند كه موفق به اختراع سلاحى نو در تابستان 1940 مىشوند، اين سلاح موشك بود كه در طول جنگ آلمانها عليه انگلستان از خاك فرانسه ي اشغال شده به كار مىبردند. اولين موشكها در تابستان 1940 بود كه با پشت سر گذاشتن كانال مانش به خاك انگلستان اصابت مىكرد. تا مدتها انلگيسيها اختراع چنين سلاحى را باور نمىكردند. مخترع موشك «فون براون» آلمانى بود و اولين موشكها VI و VII نام داشتند.
الزامات سياست خارجي توسعه
الزامات سياست خارجي توسعه

سيد محمد كاظم سجاد پور
به طور كلي بحثهاي مربوط به سياست خارجي در مباحث مربوط به توسعه ايران چندان مورد توجه قرار نگرفته است در سالهاي اخير به ابعاد سياسي توسعه تا حدودي توجه ميشود و نوعا به مباحث ديگر در توسعه پرداخته شده است حتي زماني كه بحث و مباحث سياسي مطرح ميباشد، عمدتا مباحث سياسي داخلياند كه در كانون توجه قرار ميگيرند. البته اين قابل درك و توجه است ولي يك خلا در زمينه علوم توسعه به سياست خارجي به چشم مي خورد و علتهاي خاص خود را دارد ولي هر چه كه هست ايران در جهاني زندگي ميكند كه مرتب در حال تلاطم و دگرگوني ميباشد و سرنوشت توسعه ايران با سرنوشت چگونگي جهان و به خصوص محيط اطراف و سياست خارجي آن در ارتباط است. ابعاد سياست خارجي توسعه ايران به عنوان يك موضوع مهم مطرح ميگردد: براي اينكه بحث روشنتر شود و اين چارچوب مفهومي بهتر معرفي شود با اين مقدمه كوتاه سه پرسش را مطرح و سعي ميكنم به آنها جواب دهم.
سير تكامل پارادايم استراتژي
سير تكامل پارادايم استراتژي
بررسي ادبيات استراتژي بيانگر پنج فاز مختلف در تكامل اين پارادايم از جنگ جهاني دوم به بعد است. گلاك، كافمن، و والك(1980) سير تكامل فرايند مديريت استراتژيك را در چهار فاز تشريح كرده اند كه فاز سوم آن طرح ريزي استراتژيك و فاز چهارم آن مديريت استراتژيك بوده است. حال، با تكامل پارادايم از مديريت استراتژيك دهه 1980 به شكل انعطاف پذيرتري از تفكر استراتژيك در دهه 1990، فاز پنجمي نيز قابل درك است (استيسي، 1993. هراكليوس، 1998).
سوسیالیسم تخیلی
سوسیالیسم تخیلی
«سوسیالیسم تخیلی» برابر واژه «Utopian Socialism»(در فارسی به «سوسیالیسم پنداری»و«سوسیالیسم ایده آلیست» نیز برگردانده شدهاست) واژهای است که اولین بار توسط کارل مارکس(از با نفوذترین سوسیالیستها که با جمع آوری نظرات سوسیالیستهای قبل از خود و تحلیل وضع اقتصادی موجود در زمان خود و پیش از آن، با همکاری فرد دیگری بنام فردریش انگلس آثار مهمی را به رشته تحریر در آوردند)به سوسیالیستهای پیش از خودشان اطلاق شدهاست. وی عقیده داشت که بیشتر سوسیالیستهای اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم انسانگرایانی هستند که نسبت به بهره کشی شدیدی که با سرمایه داری ابتدایی همراه بود اعتراضی بجا داشتند.
حاکميت رژيمهاي بين المللي و جهاني شدن
حاکميت رژيمهاي بين المللي و جهاني
( بررسي نظريات استفن کرزنر)

( برراستفن کرزنر از جمله معروف ترين و پرکارترين نظريه پردازان روابط بين الملل در آغاز قرن بيست و يکم است که تقريبا در بيشتر حوزه هاي دانش روابط بين الملل و اقتصاد سياسي به نظريه پردازي پرداخته است. او خود را متعلق به سنت نو واقع گرايي مي داند و در اواخر دهه 1970 زماني که واقع گرايي مورد تهاجم نگرشهاي ليبرال از يک سو و مارکسيسم از سوي ديگر قرار گرفت به دفاع از اين رويکرد پرداخت. کرزنر در بياني کوتاه اصول تفکر واقع گرايانه خود را چنين بيان مي کند:
واقع گرايي نظريه اي درباره سياست بين الملل است.تلاشي است براي آنکه هم رفتار فردي دولتها را توضيح دهد و هم ويژگي نظام بين المللي را به عنوان يک کل . يک فرض جهان شناختي واقع گرايي اين است که دولتهاي داراي حاکميت، مؤلفه و عامل تشکيل دهنده اصلي نظام بين الملل هستند. حاکميت يک نظم سياسي است که بر کنترل سرزميني مبتني است. نظام بين الملل آنارشيک و خودبسنده است. هيچ اقتدار عالي وجود ندارد که بتواند رفتار دولتها را محدود و کاناليزه کند. دولتهاي داراي حاکميت، بازيگران عقلايي و متکي به خود هستند... (Krasner , 1992, p . 39).
نو واقعگرای و نظم جهانی
نو واقعگرای و نظم جهانی
کريستف بلاث ، استاد روابط بين الملل در دانشکده علوم سياسي و روابط بين الملل دانشگاه ليدز ، در مقاله پيش رو مي خواهد ضمن نقد ديدگاههاي نوواقعگرا در عرصه روابط بين الملل از وضعيت موجود در ساختار قدرت ، دفاع کند.
بلاث از يک سو مي خواهد بگويد جنگ در عراق که مطابق انديشه نومحافظه کاران بوقوع پيوست براساس ديدگاه هاي نوواقعگرايان بود که معتقدند نظم در جهان ، تنها با زور بوقوع مي پيوندد و از سوي ديگر مي خواهد بگويد نظر نوواقعگرايان با واقعيت منطبق نيست چون ليبرال دمکراسي ها نمي خواهند براي پيشبرد اهداف خود از جنگ استفاده کنند و اين 2 امر با يکديگر در تقابل و نهايتا در تناقض قرار مي گيرند.
نظريه انتقادى در روابط بين الملل با رويكرد تطبيقى
نظريه انتقادى در روابط بين الملل با رويكرد تطبيقى
.jpg)
مقدّمه
يكى از جديدترين نظريات در باب روابط بين الملل «نظريه انتقادى» است كه ريشه در مباحث انتقادى «مكتب فرانكفورت» دارد. اين مكتب، فعاليت خود را از 1923 م. در مؤسسه تحقيقات اجتماعى دانشگاه فرانكفورت آلمان آغاز كرد. اعضاى مؤسّسه محققانى بودند كه در رشته هاى گوناگون علمى فعاليت داشتند. اشخاصى همچون ماكس هوركهايمر، تئودور آدورنور، والتربنيامين، هربرت ماركوزه، اريش فروم، فرانتس نويمان، كارل آگوست، ويتفوگل، موريس هالبواكس و ژان پياژه در اين مركز فعاليت مى كردند.
اين گروه ابتدا با نگرش تجربى و جزميّت ماركسيستى، به تحليل زيربناى اجتماعى ـ اقتصادى جامعه بورژوايى پرداختند. در 1930 با توجه به شرايط پس از جنگ جهانى اول، به بازنگرى در ماركسيسم و تحليل روبناى فرهنگى و در نتيجه، به بازسازى ماركسيسم و تلفيق آن با روان كاوى فرويدى پرداختند. در اين زمينه، مباحثى همچون «اثبات گرايى و علم گرايى»، «جوامع نوين و عقل ابزارى»، «فرهنگ و ايدئولوژى» و «رابطه نظريه و عمل» را مورد نقد قرار دادند. اصطلاح «مكتب فرانكفورت» در پى مهاجرت اعضاى اين مؤسسه به امريكا (در زمان سلطه نازى ها) و سپس بازگشت آن ها در 1950 به كار گرفته شد. اصطلاح «نظريه انتقادى» هم كه برگرفته از مقاله «نظريه سنّتى و انتقادى» هوركهايمر است در 1937 متداول گرديد.
تاریخ بین الملل از 1989
تاریخ بین الملل از 1989
مایکل کاکس
مقدمه: رژیمهای سیاسی هر چه بیشتر تمامیت خواه و ایدئولوژی زده شکننده تر و آسیب پذیرترند. پس از ناموفق بودن طرح های گورباچف در شوروی که بازسازی اقتصادی موسوم به (پروسترویکا) و تحولات سیاسی (گلاسنوست) را در بر می گرفت و همچنین پس از ارائه طرح (خانه مشترک اروپایی) یا اروپای از اورال تا آتلانتیک، وحدت دو آلمان، منحل شدن پیمان ورشو و از بین رفتن سلطه 45 ساله شوروی در کشورهای اروپای خاوری ما شاهد وداع شوروی با ایدئولوژی مارکسیسم و پذیرش رژیمی دموکراتیک و لیبرال هستیم. به طبع این فرایند شاهد تضعیف قدرت شوروی در قالب فدراسیون روسیه و تنزل از مرتبه ابرقدرتی به قدرتی منطقه ای هستیم. با از بین رفتن یکی از دو قطب قدرت، نظام بین الملل که بر پایه دو قطبی استوار بود فرو پاشید و جهان در انتظار یک نظام جدید، به سرعت شاهد درگیری های کوچک و بزرگ از افغانستان تا کره و از جمهوری آذربایجان تا سودان و از پاناما تا نیکاراگوئه شد. نسبت به این سئوال که چرا جنگ سرد پایان یافت هیچ دیدگاه مشترکی وجود ندارد.
مزاياى درك نظام بين الملل
مزاياى درك نظام بين الملل

دستيابى تصميم گيرندگان به موفقيت تا حدود وسيعى، بستگى به ميزان درك آنان از چگونگى كاركرد سيستم بين الملل دارد. به همين روى واضح مى گردد كه ناتوانى از درك محيط بيرونى نقش اساسى در آسيب پذيرى آنان در صحنه جهانى بازى مى كند. آنچه به تصميمات وجاهت مى بخشد قابليت در ارزيابى عينى شرايط عملياتى است. در همين چارچوب بايد گفت كه «كسرى اعتبار» در رابطه با ديگر ممالك برآمده از فقدان فهم از اصول بديهى حاكم بر روابط بين كشورها است. بعضى از اين اصول به قرار ذيل هستند.
مفهوم شناسى انقلاب و اصلاحات
مفهوم شناسى انقلاب و اصلاحات

انقلاب
انقلاب در لغت به معناى درآمدن از صورتى به صورت ديگر و دگرگون شدن است و در اصطلاح به دگرگونى بنيادى درنظام اجتماعى، سياسى،فرهنگى و اقتصادى در يك جامعه اطلاق مى شود.
هرگاه تحت تاثير نيروهاى معمولاً متشكل و برتر از نيروهاى حافظ وضع موجود يك تغيير ناگهانى در نظم اجتماعى، نهادى و سياسى مستقرو نه صرفاً جابجايى افراد صورت گيرد، مى گويند انقلاب رخ داده است. از اين ديدگاه، انقلابى، يعنى كسى كه با نظم مستقر مخالف است و قوانين و مقررات حاكم را برحق و مشروع نمى داند و درصدد درهم شكستن نظام قانونى است و درصورت لزوم مى خواهد نظام و حقانيت جديدى را جانشين نظام موجود بنمايد.
پيامدهاى دو سياست خارجى
پيامدهاى دو سياست خارجى
سیاست خارجی را «دنباله سیاست داخلی» دانسته اند و یکی از نظریه پردازان این حوزه گفته است: «سیاست خارجی هر کشور برآیند روحیه مدیرانی است که سکان این عرصه را در اختیار دارند بر این اساس بطور کلی می توان سیاست خارجی را به دو رویه کاملاً متفاوت تقسیم کرد؛ سیاست خارجی اثرگذار، سیاست خارجی اثرپذیر.» از زاویه دیگر بعضی سیاست خارجی را از مقوله قدرت سخت (Hard power) و بعضی آن را از مقوله قدرت نرم (Soft power) دانسته اند. جوزف نای در این میان معتقد است سیاست خارجی می تواند در ذیل هر کدام از این ها قرار گیرد. او می گوید اطلاق آن به هر کدام، ابتنای آن بر «الزام» یا «اقناع» است کما اینکه اقتصاد و رسانه نیز در هر دو حوزه قدرت سخت یا نرم قابل تعریف است. در عین حال از سیاست خارجی نوعاً به ابزار توسعه نفوذ و وسیله ای برای رسیدن به «حداکثر منافع» نیز یاد شده است.
نگاهى به اصول روابط بين الملل اسلامى
نگاهى به اصول روابط بين الملل اسلامى
۱. اصل زندگى اجتماعى و داشتن ارتباط با همنوعان, از گرايشها, علاقه ها و آرزوهاى ديرين بشر بوده است. از اين روى, حكيمان و فيلسوفان اجتماعى انسان را موجودى اجتماعى دانسته اند: (الانسان مدنى بالطبع) با همه گوناگونى ديدگاهها كه ميان حكيمان و فيلسوفان در تفسير مدنى بودن انسان و سرچشمه اين گرايش بشرى وجود دارد, اصلِ وجود چنين واقعيتى در زندگى بشر, ديد همگانى است و همه حكيمان بر اين باورند.
درآمدی بر تئوری های سیاست و روابط بین الملل
درآمدی بر تئوری های سیاست و روابط بین الملل

همان طور كه اجراي روابط بينالملل نسبت به گذشته سختتر و تعيين كنندهتر شده، مطالعه آن نيز پيچيدهتر شده است. وقتي بحث از شيوه مطالعه ميشود بلافاصله از نظريه و نظريههاي مختلف، دامنه و حوزه مطالعه، سطح تحليل و ابزار مطالعه در روابط بينالملل سخن به ميان ميآيد.
نظریه یا الگوی رفتاری
در هر رشتهاي علمي براي درك پديدهها، روابط ميان پديدهها و هدايت تحقيق و ارائه سياستها، يك يا چند نظريه مطرح شده و هدف اين نظريهها براي شناسايي و معرفي و حل مشكل بشريت در آن رشته علمي است. هر نظريه در روابط بينالملل همچون ساير علوم به بخشي از دانش اطلاق ميشود كه با عرضه يك كل نگري ما را در درك مصداقها و موارد جزئي از زندگي روابط بينالمللي ياري ميكنند. نظريه در واقع ابزاري است كه به ما كمك ميكند تا دانستههاي خود را سازمان دهيم و اولويتهاي تحقيق را تعيين و سئوالات مهم را مطرح كنيم و براي آنها پاسخ مناسب بيابيم و روشهاي تحقيق علمي مناسب را براي اثبات و استدلال بصورت منظم بكار ببريم. نظريه به عبارت فلسفه علم، يك سازه يا ساخته نماديني است كه از فرضيههاي مرتبط به هم با تعريف قوانين، قضايا و اصول موضوعه و ديدگاهي اصولي نسبت به موضوعات مختلف به ما ميدهد. از آنجا كه مشكل اصلي در روابط بينالملل مسئله جنگ است و اينكه چگونه ميتوان با پرهيز از جنگ نابترين ارزشهاي خودي را حفظ كرد و صلح پايداري را برقرار نمود، هر نظريه تلاش ميكند تا الگوي رفتاري Behavioral Pattern تكرار شوندهاي را براي حفظ نظم از طريق دقت علمي، پيشبيني و كنترل ديگر امور بينالملل عرضه كنند.
اصطلاحات سیاسی
اصطلاحات سیاسی
در این بخش ۲۵ اصطلاح رایج سیاسی معرفی و توضیح داده خواهد شد که عبارتند از :
۱- آپارتايد Apartheide
۲- آپولیتیسم Apolitisme
۳- اتحاد مقدس (Sainte alliance)
4- ارتجاع (Reaction )
5- آریستوکراسی (Aristocratie)
6- استثمار (Exploitation)
7-اقتصادسياسیPolitical Economy
8-تانسيون Tensio و ...
نظریه رژیم های بین المللی
نظریه رژیم های بین المللی
ثبات نظام بين المللي و تغيير آن هسته اصلي نظريه رژيم هاي بين المللي را تشكيل مي دهد. در اين مقاله به مباحثي همچون مباني شكل گيري رژيم هاي بين المللي، تعريف، مفاهيم رژيم هاي بين المللي و ... مي پردازيم.
مباني شكل گيري تئوري رژيم هاي بين المللي
شناخت بهتر هر پديده و تجزيه و تحليل درست آن مستلزم شناخت مباني، ريشه ها و سوابق آن است. رژيم هاي بين المللي ( مجموعه اي از اصول، هنجارها، قواعد صريح يا تلويحي و رويه هاي تصميم گيري كه به واسطه آنها توقعات بازيگران راجع به موضوعي خاص با هم تلاقي مي كند و خواسته هاي بازيگران بر آورده مي شود) از اواسط دهه ،۱۹۷۰ از دامن دانشكده هاي شرق آمريكا و كانادا سربرافراشت و در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوايل دهه ۱۹۸۰ اوج گرفت.
نظريههاي جديد امنيت در روابط بينالملل و ناكارآمدي آن
نظريههاي جديد امنيت در روابط بينالملل و ناكارآمدي آن
مقدمه: باوجود پيشينه دراز امنيت در زندگي سياسي و اجتماعي بشر چه از بعد داخلي و چه از بعد خارجي، هالهاي از بهام آن را فراگرفته است كه بيشتر ناشي از متحولبودن محيط سيستمي امنيت و وجود گفتمانها و نگرشهاي گوناگون پيرامون آن است.بهنظر ميرسد بهترين روش براي تعريف مفهوم امنيت و عملياتيكردن آن، اشاره به دلالتهاي عيني وذهني مفهوم و تجزيه آن به عناصر تشكيلدهنده خود است. در اين راستا ميتوان دو گونه دلالت مفهومي را براي امنيت مطرح كرد:
نخست دلالت عيني است كه حكايت از نبود خطر بر ضد ارزشهاي حياتي واحد مورد نظر دارد. در اينجا بودن يا نبودن خطر به شكل واقعي مطرح است ولي دومين دلالت مفهومي، دلالت ذهني است كه در حقيقت حاكي از بودن يا نبودن ترس و وحشت از حمله به ارزشهاي اساسي است. در حقيقت در اين وضع ممكن است در واقعيت خطري بر ضدارزشها وجود نداشته باشد اما در ذهن بازيگران چنين خطري تصور گردد يا برعكس خطر وجود داشته باشد ولي تصور بر نبود خطر باشد. بر اين پايه ميتوان مفهوم امنيت را بر پايه دلالتهاي آن چه ذهني و چه عيني به بخشهاي چهارگانه يعني ارزشهاي حياتي و اساسي واحد مورد نظر، خطرها، عوامل خطر و نيز آسيبپذيريهاي واحد ها در برابر خطرات، از يكديگر جدا كرد. به بيان ديگر مفهوم امنيت دربر گيرنده تمام اجزاي شمردهشده است. از سوي ديگر از ديدگاه خطر بهعنوان يكي از ابعاد حاضر در مفهوم امنيت ميتوان دو گونه تحليل بهدست داد؛ نخست تحليل بيروني يا نگاه از بيرون به واحد مورد نظر است كه در اينجا بيشترين تمركز بر خطراتي است كه از محيط خارج آن واحد را تهديد ميكند و دوم، تحليل دروني است كه در اينجا تمركز بر خطرهاي دروني واحد و يا به بياني بهتر، آسيبپذيريهايي است كه نظام در برابر وروديهاي محيط بيرون دارد و سرانجام اينكه امنيت را ميتوان از منظر گستره مطالعاتي به دو حوزه امنيت ملي و امنيت بينالمللي دستهبندي كرد.
تئوري خشونت سازي ساختاري
نظريههاي روابط بينالملل (بخش چهارم)
نظريههاي روابط بينالملل (بخش چهارم)
مناظرات نظری
اين اختلافات حتي درباره طبقهبندي مناظرات نظري درباره روابط بينالملل هم وجود دارد. از سال 1919 كه ديويد ديويس يك كرسي دانشگاهي براي وودرو ويلسون براي تدريس روابط بينالمللي در دانشگاه ابرست ويت در ويلز بريتانيا تأسيس كرد تا حالا هر زمان يك چارچوب نظري حاكم بوده است. مشيرزاده (17) سه يا چهار دوره را ارزيابي كرده است:
1) آرمانگرايان در مقابل واقعگرايان. موضوع بحث در مناظره اول بر سر سرشت نظام بينالمللي و انگيزه دولتها در رفتارشان بود. آرمانگرايان به مطالعه روابط بينالملل با ديدي آرماني نگريسته و تقويت حقوق سازمانهاي بينالمللي را وظيفه اصلي محققان اين رشته ميدانستند. اين مكتب كه از اواخر قرن نوزدهم تا جنگ جهاني اول مطرح بود عملا در برابر واقعگرايان كه قدرت را اساس و انگيزه و هدف دولتها در عرصه بينالمللي ميدانستند توان فكري و عملي خود را از دست داد.
نظريههاي روابط بينالملل (بخش سوم)
نظريههاي روابط بينالملل (بخش سوم)
معرفت شناسی
سئوال ديگر مربوط به معرفتشناسي است يعني چگونه بدانيم كه چيزي را ميدانيم. در اين باره دو دسته امكان گرايان در مقابل نسبي گرايان قرار دارند.
1- از نظر امكان گرايان واقعيت مستقل از شناخت است و در قالب توصيفات درست ميتوان به شناخت دست يافت. (مثلا درست بگو ببينم چي شده)
2- اما از نظر نسبي گرايان شناخت حقيقي و اساسا شناخت ممكن نيست. امكان گرايان هم به دو دسته
نظريههاي روابط بينالملل (بخش سوم)
نظريههاي روابط بينالملل (بخش سوم)
معرفت شناسی
سئوال ديگر مربوط به معرفتشناسي است يعني چگونه بدانيم كه چيزي را ميدانيم. در اين باره دو دسته امكان گرايان در مقابل نسبي گرايان قرار دارند.
1- از نظر امكان گرايان واقعيت مستقل از شناخت است و در قالب توصيفات درست ميتوان به شناخت دست يافت. (مثلا درست بگو ببينم چي شده)
2- اما از نظر نسبي گرايان شناخت حقيقي و اساسا شناخت ممكن نيست. امكان گرايان هم به دو دسته
نظريههاي روابط بينالملل (بخش دوم)
نظريههاي روابط بينالملل (بخش دوم)
دامنه مطالعه
دامنه روابط بينالملل از كجا تا كجاست و چه موضوعاتي را بايد پوشش داد؟ استنلي هوفمن معتقد است كه كليه عوامل و فعاليتهاي مؤثر بر خط مشيهاي خارجي و قدرت واحدهاي اساسي تشكيل دهنده جهان را بايد مطالعه كرد. از نظر مورتون كاپلان نيز نظريه پرداز بايد به تمامي نظام هاي گذشته، حال و آينده و حتي نظامهاي فرضي بپردازد و معتقد است كه بدون مطالعه تاريخ اروپا نميتوان همگرايي اتحاديه اروپايي را درك كرد.
به اين ترتيب نظريه يك دستاورد علمي است كه به بيان واسكز موجب شناخت ما ميشود و ميان پديدههاي ظاهرا نامرتبط و بيمعنا براي ما جهاني معنادار ايجاد ميكنند و به ما براي شناخت واقعيت كمك ميكند. اما واقعيت چيست؟ آيا واقع چيزي است كه در بيرون رخ ميدهد يا خودش يك موضوع نظري است؟ در اين باره اتفاق نظري وجود ندارد و ريمون آرون آن را واژه بسيار مبهمي خوانده است. (قضيه مسواك و قضيه آشوب و مانع يا علت همكاري بودن آن)
انواع نظریه
از يك نظر نظريهپردازان را به دو دسته ميتواند تقسيم كرد
1) نظريهپردازان رده اول first order theorists كه در مورد ساختار و پويايي نظام بينالمللي نظريه پردازي كردهاند. مثل واقعگرايي، ليبراليسم، نهادگرايي نوليبرال اينها به تبيين واقعيت ميپردازند
نظريههاي روابط بينالملل (بخش نخست)
از پست مدرنيسم به پست مدرنيته

پست مدرنيسم چيست؟ در گذشته چه بود و اكنون چيست؟ به نظر من [تعريف] پست مدرنيسم مانند رجعت مهار ناشدني يك شبح است، به محض اين كه از دستش خلاصي يابيم، شبحش بازمي گردد، درست مانند يك شبح از تعريف گريزان است. مسلماً من امروز در باره پست مدرنيسم، نسبت به سي سال قبل كه شروع به نوشتن در باره آن كردم كمتر مي دانم، دليلش شايد اين باشد كه در اين مدت، پست مدرنيسم تغيير كرده، من تغيير كرده ام و جهان نيز تغيير كرده است؛ اما اين فقط تأييد نظرگاه نيچه است مبني بر اين كه اگر مفهومي داراي يك تاريخ باشد، پيشاپيش تعبيري است كه تابع تجديد نظرهاي بعدي است. آنچه كه از تعبير و يا تعابير متعدد مي گريزد، صرفاً ايده اي افلاطوني يا مفهومي تحليلي و انتزاعي مانند يك دايره و يا يك مثلث است. به هرحال رمانتيسم، مدرنيسم و پست مدرنيسم مانند اومانيسم يا رئاليسم در طول زمان دائماً در حال تغييرند. به ويژه در عصر تضادها و كشمكش هاي ايدئولوژيك و توسعه وسايل ارتباط جمعي و رسانه اي؛ اما اين مانع از ورود پست مدرنيسم به حوزه بحث در باره معماري، هنرها، علوم انساني- اجتماعي و بعضاً حتي علوم طبيعي نيست. پست مدرنيسم نه تنها درباره مسايل دانشگاهي به بحث مي پردازد بلكه همچنين در مورد تجارت، سياست، وسايل ارتباط جمعي، صنايع بازي و سرگرمي و اموري چون زبان سبك هاي زندگي خصوصي، مثلاً آشپزي نيز بحث مي كند با وجود اين هنوز هيچ اتفاق نظري در اين باره كه واقعاً معناي پست مدرنيسم چيست؟ به وجود نيامده است.
نظريه مکتب انگليسي در روابط بين الملل
نظريه مکتب انگليسي در روابط بين الملل
نويسنده: محمد ولا يتمدار
مکتب انگليسي )English school ( به مجموعه آثار و نويسندگاني اشاره دارد که در برداشت از روابط بين الملل آن را ، فراتر از يک نظام بين المللي ، بلکه جامعه اي مرکب از دولت ها )state system( مي دانند و قائل به اهميت اهداف قواعد ، نهاد ها ، ارزش ها و هنجار هاي مشترک آنند.
ريشه مکتب انگليسي را در سنت خرد گرايي )rationalism( در روابط بين الملل مي دانند. برخي معتقدند سه سنت نظري را در روابط بين الملل مي توان تشخيص داد که عبارت اند از : واقعگرايي يا سنت ماکياولي ، انقلابي گري ) revolutionism( يا سنت کانتي و خرد گرايي يا سنت گروسيوسي که راهي ميانه )via media( در بين دو سنت نخست محسوب مي شود.
اين سنت سوم در عين پذيرش ماهيت آنارشيک روابط بين الملل (مانند واقعگرايان) ، بر اجتماعي بودن روابط و وجود اهداف و هنجارهاي مشترک و همکاري ميان دولت ها تاکيد دارد (مانند آرمان گرايان) و دگرگوني در روابط بين الملل را ممکن اما دشوار مي داند (يعني نه بدبيني واقعگرايان و نه خوش بيني آرمان گرايان.)
فرهنگ: بخش فراموش شده و يا عنصر ذاتي نظريه روابط بين الملل
فرهنگ: بخش فراموش شده و يا عنصر ذاتي نظريه روابط بين الملل
● نويسنده: عبدالعلي - قوام

● منبع: سایت - باشگاه اندیشه - به نقل از فصلنامه سياست خارجي، سال نوزدهم، تابستان 1384
براي مدت ها مطالعه سياست بين الملل تحت تأثير رويكرد رئاليسم، ظاهراً باعث كم توجهي به ابعاد فرهنگي و هنجاري الگوهاي رفتاري بازيگران گرديده است. تحت اين شرايط تلاش فراواني كه براي تجزيه و تحليل رويدادهاي بين المللي از زواياي امنيتي، سياسي و اقتصادي به عمل آمده اند، عملاً فضاي اندكي را جهت عنايت به بخش هاي فرهنگي باقي گذارده است. گرچه به ظاهر دولت ها بر اساس وجود منافع متعارض به صف آرايي در مقابل يكديگر پرداخته و در شرايط همسويي خواست ها، هدف ها و استراتژي ها، مبادرت به همكاري با يكديگر مي نمايند و همچنين در يك وضعيت بينابين به رقابت با هم مي پردازند و ما هر كي از موقعيت هاي مزبور را در چارچوب علائق اقتصادي، سياسي و ا منيتي تبيين، تشريح و تفسير مي كنيم،
نظريه هاي روابط بين المللی و همکاري بين المللي
1- مقدمه:
جهان انتزاعي نظريه ها و جهان عيني سياست داراي روابط تنگاتنگي با هم هستند. ما به نظريه هايي نياز داريم تا بتوانيم از اطلاعاتي كه هر روزه ما را آماج خود قرار ميدهند، معنا استخراج كنيم. حتي سياستمداراني كه رابطه خوبي با نظريه ها ندارند ناچارند كه به ايدههاي خود درباره اين كه روند فعاليت جهان عيني چگونه است اعتماد كنند، تا بتوانند تصميمي منطقي و اصولي اتخاذ نمايند. اگر اصول سازمانيافته و بنيادي يك شخص ناقص باشد، تصميمگيري سياسي شايسته توسط وي بسيار سخت و بعيد به نظر مي رسد.
از اين رو شناخت نگاه نظريه هاي روابط بين الملل به موضوع همکاري بين المللي مي تواند به سياست مداران نوعي کمک فکري باشد. نظريه هاي موجود در رشته روابط بين الملل هر کدام با توجه به عوامل مورد توجه و تأکيد و نوع هستي شناسي و معرفت شناسي خود نگاه متفاوتي به مسائل و موضوعات بين المللي دارند. در اين نوشتار تلاش مي شود اين نگاه هاي متفاوت نظري به موضوع همکاري بين المللي مورد بحث و بررسي قرار گيرد. بحث را با پرداختن به مکتب ليبراليسم و سپس زيرشاخه هاي فرعي آن آغاز مي کنيم. در ادامه مکتب رئاليسم و زيرشاخه هاي آن مورد توجه قرار مي گيرند. پس از آن مکتب انگليسي، مارکسيسم، نظريه انتقادي، فمنيسم، سازه انگاري، و پست مدرنيسم مورد بررسي قرار مي گيرند تا نگاه اين نظريات به موضوع همکاري هاي بين المللي مشخص شود. در نهايت از مباحث مطرح شده جمع بندي صورت مي گيرد.